زیباترین جملات روز پدر اردیبهشت 93

زیباترین جملات روز پدر اردیبهشت 93

 

 

پدر هــر دو آب شــدند ! ، سایت تهران فان ،

چــه دنــیای بی رحمــیست . . .

 

پدر مثل خودکار می مونه

شکل عوض نمی کنه، سایت تهران فان ،

ولی یه دفعه می بینی که نمی نویسه

مادر مثل مداد می مونه

هر لحظه تراشیده شدنشو می بینی

تا اینکه تموم می شه

 

خدایـــا !!!

به بزرگیـــــت قســـم…..، سایت تهران فان ،

توعکس های دست جمعی….

جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار…..

آمیـــــن

 

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته ، سایت تهران فان ،میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه… و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری

 

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.

زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.، سایت تهران فان ،

زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.

زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.، سایت تهران فان ،

زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر…

 

با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه…

اتفاقا” دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف، سایت تهران فان ،

یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا

با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه

گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد …

… … … تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی …

اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری …، سایت تهران فان ،

 

دخـتــَــر کـه بــاشی

میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه، سایت تهران فان ،

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ

آغــوش گــَرم پـــِدرتـه

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی

کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و، سایت تهران فان ،

دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی

دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه

هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی

چه بـاشه چـه نبــاشه، سایت تهران فان ،

قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته

 

گفــت : با پدر یه جمـــله بســـاز

گفتــم: من با پدر جمله نمیســازم ،

دنیــــــــامو می سازم

 

پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست.. اما ، سایت تهران فان ،همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛ و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی که اگر بدانی … چه کسی ، کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛ “پدرت”را می پرستیدی……

 

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود، سایت تهران فان ، اما زودتر از او به خانه بر می گرددبه سلامتی هرچی پدره
 

 

من نبودم و تو بودی ،

بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،، سایت تهران فان ،

حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،

هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی .، سایت تهران فان ،

 

ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،

ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،

اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد .، سایت تهران فان ،

دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،

که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،

خاک پایت هستم تا هست و نیست هست .

به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم .، سایت تهران فان ،

 




مطالب جدید